( ارائه مطلب از : فاطمه اکبرپور)

 در نیمه دوم قرن بیستم توسعه تکنولوژی ، قدرتی به بشر اعطا کرد که توانایی ایجاد تغییرات قابل ملاحظه در محیط خود را بدست آورد. توسعه اقتصادی کشورها که با اتکا به قدرت تکنولوژی صورت گرفته معمولا در مراحل اولیه خود به ملاحظات زیست محیطی بی توجه بوده وبه همین علت صدمات برگشت ناپذیری را به محیط زیست وارد کرده است.این صدمات شامل آلودگی محیط زیست جهانی، از بین رفتن تنوع زیستی، تخریب خاک ورشد بی رویه شهری می باشد در آن برهه از زمان چالش بزرگی برای حل مساله شروع شد اما سرعت بروز مشکلات بسیار جلوتر از سرعت شناخت محیط زیست ، پایش اثرات، جمع آوری اطلاعات ، تجزیه وتحلیل ، مدل سازی ، ارزیابی وبرنامه ریزی بود. اگر چه حفظ محیط زیست همیشه به عنوان یک عکس العمل مطرح بوده است اما بشر وقتی به طور جدی به محیط زیست توجه کرد که اصل توسعه را با خطر مواجه دید به دنبال این تغییر نگرش مفهوم توسعه پایدار مطرح شد در توسعه پایدار بر خلاف گذشته حفظ محیط زیست یک فعالیت عکس العملی نبوده بلکه به عنوان یک زیر بنای اساسی وریشه ای در فرایندهای اجتماعی واقتصادی مطرح می گردد اگر به طور دقیق موضوع را مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه خواهیم رسید که دستیابی به توسعه پایدار قبل از هر چیز نیازمند تغییر در رفتارهای اجتماعی وگسترش تعهد ، التزام واخلاق زیست محیطی است.

برای داشتن توسعه ای پایدار باید الگوی تولید ومصرف مورد بازنگری قرار گرفته به طوری که ضمن برآورد ساختن نیازهای بشربا محیط زیست سازگار باشد شکاف میان اقشار مرفه وکم درآمد کاهش یافته رشد جمعیت تعدیل گردیده وبالاخره فعالیتهای ناسازگار با محیط زیست متوقف گردد این گام ها نیازمند اقدامات عملی است واقدامات عملی هم بدون وجود زیر بنای لازم در نگرشها وارزشهای حاکم بر جوامع به نتیجه مطلوب نخواهد رسید ، فرهنگ جوامع باید متحول گردد تا بشر بتواند خود را با چالشهای قرن بیست ویکم وجستجو برای پایداری تطبیق دهد البته ارزشهای اخلاقی که خصوصیات یک جامعه را نشان می دهد به سرعت قابل تغییر نبوده ونیازمند بردباری واستمرار در فعالیتهای آموزشی وفرهنگی است.اما بدون داشتن اخلاق زیست محیطی پیشرفته ترین قوانین ومقررات ، پاک ترین تکنولوژیها وپیچیده ترین تحقیقات نیز نمی تواند جامعه را در درازمدت به سمت توسعه پایدار سوق دهد. توسعه پایدار فقط وقتی امکان تحقق دارد که آگاهی عمومی ارتقا یافته ، اخلاق زیست محیطی حاکم شده ومشارکت مردم به طور جدی جلب شود.

اخلاق زیست محیطی همانند توسعه پایدار دارای یک تعریف ساده ومشخص نبوده واز دیدگاههای مختلف می تواند به شکلهای متفاوت ولی هم راستا تعریف شود اما به طور کلی اخلاق زیست محیطی به مجموعه رفتارهایی اطلاق می شود که رعایت آنها در تولید ، مصرف ودیگر شئون زندگی منجر به کمترین صدمات وضایعات زیست محیطی شده واساس زندگی را با مشکل مواجه نمی سازد .  یکی از ابعاد مهم در اخلاق زیست محیطی آینده نگری است هر عمل امروز ما گامی در راه ساختن فرداست بنابراین نسل حاضر نه تنها نسبت به ساکنین فعلی زمین مسئول است بلکه در مورد کسانی که هنوز متولد نشده اند نیز مسئولیت دارد آنانی که قدرت هیچ انتخابی را ندارند وناچارند آنچه را که ما برایشان باقی می گذاریم بپذیرند بنابراین اخلاق زیست محیطی نیازمند نگرش فرانسلی است.

در مدیریت محیط زیست اعتقاد بر این است که نظارت وپایش بر خلاف مدیریت سنتی منابع ، با هدف استفاده دراز مدت منطقی وپایدار از منابع می باشد مدیریت برای دستیابی به چنین هدف دراز مدت وپایدار لازم است جامع ، مشارکتی و وبراساس نظم وانضباط باشد این اهداف به طور روز افزونی به سوی توسعه پایدار ارتقا پیدا می نماید سازوکار چند انضباطی نیازمند مشارکت دادن انضباطهای مختلف جهت اخذ اطلاعات ، ایجاد مهارت در تجزیه وتحلیل وایجاد بصیرت است اما در جستجوی تفاهم برآمده از تلفیق بصیرت وتجزیه وتحلیل نیست در سازوکار جامع باید نسبت به ایجاد ادبیات مشترک وحرکت بسوی نزدیک نمودن همکاریهای بین بخشی وتلفیق نظرات اقدام نمود چنین سازوکاری مشکل به نظر می رسد زیرا باید مفاهیم مختلف را در هم بیامیزد این سازوکار نیازمند آگاهی از مسائلی است که در محدوده بین المللی ، منطقه ای بوده ودارای جنبه های اقتصادی واجتماعی باشد این سازوکار متاثر از مسائل سیاسی ، اجتماعی واخلاقی نیز می باشد . امروزه موانع چندی در سر راه مدیریت محیط زیست وجود دارد که یکی از آنها عدم توجه متخصصان مدیریت محیط زیست به تقابل انسان – محیط زیست است.آنها اغلب تدوین واجرای قوانین سیاست ها ومقررات زیست محیطی را مورد توجه خود قرار می دهند.

در سالهای اخیر اجلاسهای مهم ومتعددی در جهان برگزار گردیده که منجر به شناخت عمده ترین مسائل زیست محیطی ویافتن بسیاری از راه حلهای مقابله با آن شده است اما همه اذعان دارند که علی رغم تمام این تلاشها جامعه بشری در پیاده کردن مفهوم توسعه پایدار موفق نبوده است فعالیتهای حفظ ، نگهداشت وترمیم محیط زیست اولاٌ هزینه بر و زمان بربوده ، ثانیاٌ برای اقشاری از جامعه مطلوب نمی باشد و ثالثاٌ باید قبل از آنکه فرصت از دست برود وبشر با ضایعات غیرقابل جبران مواجه شود تحقق یابد در این مسیر تنها روی آوردن به اصلاح رفتار واخلاق عمومی است که می تواند تضمین کننده موفقیت باشد.

در کشور ما به طور سنتی وبا تکیه بر تعالیم مذهبی توجه به جانداران ، گیاهان وحفظ طبیعت ارزش محسوب می شده واسراف ، تبذیر وآلودن محیط زیست نکوهش شده واگرچه فرهنگ مصرفی والگوی نادرست زندگی غربی در چند دهه اخیر در جامعه ما نفوذ ومتاسفانه پذیرش زیادی داشته اما هنوز زمینه برای دستیابی به اخلاق زیست محیطی فراهم است باید از خود بپرسیم که آیا غیر از این همه مصرف انرژی ، آب ومواد دیگر راهی برای زندگی ، سعادت وخوشبختی وجود ندارد؟ آیا نیاکان ما که به مراتب کمتر از ما مصرف می کردند سعادتمند نبودند، بیاییم تا دیر نشده با تکیه بر فرهنگ غنی اسلامی –ایرانی خود امروزی آباد و فردایی روشن برای خود وفرزندانمان فراهم کنیم.