( ارائه مطلب از:روشنك شهبازي به نقل از وبلاگ زيتون)

حتم دارم این عکس خیلی از شما را به خواندن این متن ترغیب کرده . صحنه دردناک و تأثیر گذاری از اضمحلال تدریجی و دهشتناک طفلکانی معصوم، تنها به جرم خوردن غذایی که در اختیار دارند !
و از سوی دیگر دانشمندان، سرمایه گذاران، و احیانا" سیاست مدارانی که بی خم ابرو رقص مرگ بر سر آنان را به نظاره نشسته اند.
این صحنه ایست که خیلی ها می خواهند در ذهن ما ایجاد کنند. برخی می گویند از روی غرض، برخی می گویند از روی جهل و خوشبین ها این تلاش را از سر خیرخواهی نا آگاهانه می پندارند.
که صد البته نیت هر چه که باشد، رسیدن به مقصود کار دشواری نیست. تنها کافیست در ناخودآگاه ذهن افراد زنگ خطر به صدا درآید. با یک هشدار، یک کج نمایی، یک فرضیه ولو اثبات نشده، یا حتی یک عکس، شبیه این که پیش روی شماست.
بحث بیوتکنولوژی و محصولات تراریخته این روزها، جذابیت خاص خودش را دارد. و مانند هر علم نوینی، طرفداران و مخالفانی که مجّدانه می کوشند حقانیت ایده خویش را به اثبات برسانند. و صد البته طبیعی می نماید اگر این مخالفان یا موافقان برای نیل به هدف، دست به بزرگ نمایی و اغراق نا عادلانه زده و خواسته یا ناخواسته موجب تحریف حقیقت و گمراهی عموم گردند .
بی شک این رسالت رسانه های عمومیست تا با اطلاع رسانی شایسته و بی طرفانه و فارغ از هر گونه تعصب و پیش داوری زمینه آگاهی و ارتقای دانش عمومی کشور را فراهم نموده و با احترام به قوه درک مصرف کنندگان این محصولات، اختیار قبول یا عدم پذیرش این محصولات را به آنان واگذارند.
منصفانه نخواهد بود که انگشت اتهام به سوی پژوهشگران و سیاستگزاران این عرصه نشانه رویم و طوری جلوه دهیم که برای منفعت خویش از سوق دادن نسل بشر به پرتگاه نابودی پروایی ندارند. در حالی که با تولید تجاری این محصولات و عرضه آنها در بازار مصرف، خود آنها و عزیزانشان لاجرم از مصرف کنندگان این محصولات بوده و اگر بنا بر پرداخت هزینه ای باشد آنها نیز برابر با دیگران مجبور به پرداختند و در یک کلام آتشی اگر باشد، دودش بدون هرگونه ملاحظه ای به چشم همه خواهد رفت .
شاید عده ای بپرسند با وجود این همه اما و اگر و این میزان از نگرانی چرا تا اثبات کامل سلامت این محصولات دست نگه نداریم ؟
در جواب این سوال شاید اشاره ای به آمار وحشت آور بحران غذا در جهان کفایت کند .
"به گفته مدیر کل سازمان خواربارو کشاورزی ملل متحد(فائو) در سال 2010 میلادی 925 میلیون نفر در شرایط بحران گرسنگی و سوء تغذیه به سر می برند . و به گفته وی تولیدات کشاورزی باید تا سال 2050 میلادی 70 برابر افزایش یابد تا توان مقابله با گرسنگی و سیر کردن جمعیت 9 میلیارد نفری جهان را داشته باشد . امری که با تکنولوژی مورد استفاده امروز در کشاورزی محال می نماید."
بر اساس بررسی های به عمل آمده، در بیست سال آینده میزان مواد غذایی مورد نیاز کشورمان 40 درصد افزایش خواهد یافت . پیش بینی می شود در سال 1404 غذای مورد نیاز مردم ایران حدود 300 میلیون تن باشد که با اراضی در اختیار امروز و منابع آبی محدودمان قطعا" نمی توانیم چنین حجم بالای غذایی را تولید کنیم پس چاره ای نخواهد ماند جز مددجویی از روش های نوین علمی . بیوتکنولوژی. همان روشی که بنا بر گزارش سرویس بین المللی دستیابی و استفاده از بیوتکنولوژی کشاورزی (ISAAA) راجع به وضعیت جهانی محصولات زراعی بیوتکنولوژیک (تراریخته ها) در سال 2008 بین سال های 1996 تا 2007 برای تولیدکنندگان آن 44 میلیارد دلار سودآوری داشته . که از این میزان حدود 44 درصد آن مربوط به افزایش محصول و 56 درصد آن مربوط به کاهش هزینه های تولید بوده است.
خالی از فایده نخواهد بود که بدانیم تولید 141 میلیون تن محصول در صورتی که محصولات تراریخته کشت نمی شدند نیازمند 43 میلیون هکتار زمین بیشتر بود که نشان دهنده قابلیت این فناوری در صرفه جویی و افزایش بهره وری زمین است.
پس ادعای دور از منطقی نیست اگر بگوییم در این مرحله، استفاده از این تکنولوژی نه یک انتخاب که یک الزام است. و با توجه به ظرفیت بالای تأثیرگذاری و ایجاد تحولات عمیق این علم در زندگی بشر، پیامد جا ماندن از این قافله جز وابستگی کشور برای تأمین بدیهی ترین نیاز خود برای بقا نخواهد بود .
دورنمای اغواکننده ایست اما نباید از یاد برد که خوش بینی بیش از اندازه می تواند تبعاتی به مراتب سنگین تر و غیر قابل جبران تر از بحران غذا به همراه داشته باشد .
تخریب تنوع زیستی، به هم خوردن تعادل طبیعت، اختلال در تکامل زیستی، از بین رفتن حشرات مفید در طبیعت، تغییر ترکیب جمعیتی حیات وحش، ظهور گونه های جدید گیاهان و حشرات مقاوم به علف کش ها و حشره کش ها، انتقال ژن ها از گیاهان دستکاری شده ژنتیکی به گونه های طبیعی و وحشی مشابه با روش انتقال افقی ژنها . تأثیر منفی بر جمعیت دشمنان طبیعی آفات، شماری از تبعات احتمالی به کارگیری این تکنولوژیست که باید احتمال اثرات منفی بر سلامت انسان و حساسیت زایی را نیز به این لیست بیفزاییم.
در عین حال گروه دیگری از دانشمندان معتقدند که مهندسی ژنتیک تنها اتفاقات طبیعی را تسریع می کند و اقدامات نگران کننده ای را دامن نمی زند.
در هر حال آنچه مسلم است کثرت آرا و قضاوت هاست که همه حاکی از وجود جنبه های ناشناخته بسیار در عرصه این فناوری اند. لذا بهره گیری لجام گسیخته و بی قید و شرط از این علم، و به جان خریدن صدمات احتمالی جبران ناپذیر آن دور از منطق است.
باید توازنی معقول میان خطرات احتمالی و منافع قابل حصول این علم برقرار گردد به گونه ای که رویارویی با مسائل و مشکلات غیر مترقبه در هر لحظه از زمان امکان پذیر باشد. همین نیاز به برقراری تعادل میان ریسک و منفعت، موجب پیدایش بینش جدیدی تحت عنوان "ایمنی زیستی" گشته . به معنای «مجموعه ای از تدابیر، سیاست ها، مقررات و روش هایی که برای تضمین بهره برداری از فواید قطعی زیست فناوری و پیشگیری از آثار سوء احتمالی کاربرد این فناوری بر تنوع و ذخایر زیستی، بهداشت انسان و کشاورزی ضروری می باشد».
البته چاره اندیشی برای کاهش ریسک احتمالی این علم سابقه ای فراتر از دیروز و امروز دارد . شاهد این ادعا کنوانسیون تنوع زیستی، پروتکل های الحاقی کارتاهنا و ناگویا-کوالالامپور و قوانین داخلی ایمنی زیستی کشورهاست.
اما با وجود تمام این اقدامات احتیاطی، 25 کشور در سال 2009 محصولات تراریخته را به صورت تجاری کشت کرده اند و 32 کشور از سال 1996 تا کنون واردات محصولات تراریخته را برای مصرف غذای انسان، خوراک دام، یا رهاسازی محیطی (کشت) تصویب کرده اند.
و این نشان دهنده این حقیقت است که با وجود نگرانی هایی که همچنان در مورد خطرات احتمالی این محصولات وجود دارد، نمی توان از اهمیت کم نظیر آنان در رشد اقتصادی کشورها،کاهش هزینه های تولید، کاهش قیمت مواد غذایی، کاهش مصرف سموم و در نتیجه آن حفظ محیط زیست و کاهش مرگ و میر انسان و افزایش کیفیت محصولات غذایی چشم پوشید.
بنابراین شاید معقول ترین سیاست اتخاذی، برخورد محتاطانه با این تکنولوژی تا زمان احراز ایمنی کامل آن و پیش بینی سیستم های نظارتی موثر در چارچوب قانون است که در عین رعایت احتیاط عقلی ، بازدارنده نباشند.
براي مشا هده اصل مطلب مي توانيد اينجارا كليك كنيد.